سلام.چطورین؟خوبین؟این دفعه زودتر آپیدم چون حس می کردم دفعه ی قبلی خیلی غم انگیزناک (کلمه ی جدیده ،خودم اختراعش کردم.)نوشته بودم.ولی خب الان خیلی خوشحالم نمی دونم چرا شاید چون این هفته همه ی امتحانامو خوب دادم.شاید چون یاد گرفتم خواب بد در هر صورت می یاد من باید آروم بمونم.شایدم چون به خودم قبولوندم که هر کسی به استراحت نیاز داره.
یه عالمه حرف داشتم بزنم باز همشون یادم رفت.
اندکی صبر پیشه نمایید الان یادم می یاد.
آها بذارین بنا به سنت نیک و زیبای تشریحه سوتی های جذاب قرن که پایه گذارانش ننه ملیحه و آبجی زهرا بودن منم چنین اقدامی انجام بدم.ولی خب از اون جایی که من بسیار آنسان محتاطی هستم خودم که سوتی ندارم محبورم از سوتی های فرحناز بگم که خدا زیادش کنه تمومی نداره:
ای خدا چرا من آلزایمر گرفتم؟یادم نمی یاد.یادم اومد البته در این مورد ملیکا جونم بیشتر تاثیر داشته ولی چون شما ملیکا رو نمی شناسینش می ذارمش تو پرونده ی فرحناز
مدرسه ی ما 4 شنبه 5 شنبه ساعت 12:30 تعطیل می شه که می خوره به ساعت تعطیلیه ده مدرسه پسرانه.ملیکا جونم که دختر سرپرست خانوار در کنار فرحناز خانوم نون خریده بوده و در حال حرف زدن نونای داغم رو دستش بوده که یه دفعه پاش گیر می کنه به سنگ و تعادلش بهم می خوره البته نمی خوره زمین.پسرایی که از روبه رو می اومدن بهشون می خندن ولی این دوتا کاملا سنگین بی توجه به تیکه های پریده شده به مسیرشون ادامه می دن که یک دفعه پای اون پسره گیر می کنه به پله و جلوی این دوتا می خوره زمین!!!
من اگه جای اون بودم از شدت خجالت روم نمی شد پاشم.وای فکر کنین آدم به یکی بخنده بعد یه دفعه این طوری بشه.البته فکر می کنم باید این سوتی رو به حساب اون آقا پسره بذارم.
من صبح از فرحناز پرسیدم من که سوتی نداشتم که تو وبم بنویسم و فرحناز خانومم گفت تو زحمت نکش ما خودمون تو نظرات می نویسیم.خدایا بهم رحم کن.
اینم به عکس از دوتا جوجه ی ناناز که چشاتون از خوندن چرت و پرتای من اذیت نشه:

راستی تو قسمت کامنتای چند نفر دیدم که یکی یه نظری داده مبنی بر اینکه انرژی هسته ای رو ایران خریده.می خواستم بهشون بگم(هرچند ممکنه هیچ وقت اینارو نخونن)اگه حرفی رو می زنن دلیلش رو هم بیارن.این قدر هم بی نام و نشون نباشن که نتونیم نظرمونو در برابرحرفشون بگیم.و در ضمن هم من و هم شما خوب می دونیم که کشور پولدارتر از کشور ما تو دنیا زیاده پس چرا کشور ما به جای هشتمین کشور هشتادمین کشور نیست؟و حالا هم یه توصیه ی دوستانه براتون دارم یه نظرو برای 60 نفر کپی،پیست نکنین.زشته.یه اپسیلون تغییرم بد نیست.
خب حرف سیاسی بسه.هم خطرناکه هم اعصاب خورد کن.(به قول سارا اعصاب خیرد کن.)
یه جمله ی کوچکولوی یادگاری هم می خواستم بگم که یادم نمی یاد.به جاش متن یه اس ام اس رو براتون می ذارم که برای کسی که دوسش دارین بفرستین(به قول فرحناز برفستین):
اگه یه روزی زنبور نیشتون زد.ناراحت نشین.آخه تقصیرزنبورنیست.تقصیر شماست که این قدر گلین.
خب دیگه با اجازتون من برم.دوستون دارم.موفق باشین.بای.

